دلنوشته‌های شبانه من

مینویسم برای خودم و اطرافیانم

تبلیغات تبلیغات

ماهی سیاه کوچولو ...

ماهی سیاه کوچولو گفت نه مادر من دیگر از این گردشها خسته شده ام، میخواهم راه بیفتم و بروم ببینم جاهای دیگر چه خبرهایی هست. ممکن است فکر کنی که یک کسی این حرفها را به ماهی کوچولو یاد داده، اما بدان که من خودم خیلی وقت است در این فکرم. البته خیلی چیزها هم از این و آن یاد گرفته ام؛ مثلا این را فهمیده ام که بیشتر ماهی ها، موقع پیری شکایت میکنند که زندگی شان را بیخودی تلف کرده اند. دایم ناله و نفرین میکنند و از همه چیز شکایت دارند.
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

آخرین مطالب این وبلاگ

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها